امروز ۲۸ بهمن ماه است و روز تولد صادق هدایت٬ به همین مناسبت چند جمله از این مرد بزرگوار را با هم میخوانیم.
مشکلترین کارها اینه که کسی بتونه حقیقتو همونطوریکه هس بگه.
در زندگی زخمهایی هست که مث خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد.
خاصیت هر نسل اینست که آزمایش نسل گذشته را فراموش بکند.
خوب بود آدم با همین آزمایش هایی که از زندگی دارد٬ می توانست دوباره به دنیا بیاید و زندگانی خودش را از سر نو اداره بکند!
آدم باید با خودش سخت گیر باشد.
اگر کسی تمدن می خواهد باید وحشیگری و بی شرفی ها را لو بدهد. آدم هائی که ادعاشان می شود باید جلو بیفتند.
مردم راهنمای مدبر و عاقل و خوب می خواهند که درد اصلی ملت را بفهمد و درمان بکند.
تقلید عیب نیست٬ دزدی و چاپیدن عیب است.
داشتن شخصیت در این نیست که آدم به هر قیمت که شده خودش را اوریجینال جا بزند.
از روشنایی خوشم نمی آد٬ جلوی آفتاب همه چیز لوس و معمولی می شه و ترس و تاریکی منشاء زیبایی است.
من از جملات براق و توخالیه منورالفکرها چندشم می شه.
آدم یا حرف دارد و یا ندارد. وقتی حرف دارد باید مهمترین شکلی را که با حرفش جور است انتخاب کند.
زندگی با خونسردی و بی اعتنایی صورتک هر کسی را به خودش ظاهر می سازد٬ گویا هر کس چندین صورت با خودش دارد.
گمان میکنم آزادم ولی جلو سرنوشت خودم نمیتوانم کمترین ایستادگی بکنم٬ افسار من به دست اوست.
هر چه قضاوت دیگران دربارهء من سخت بوده باشد٬ نمی دانند که من پیشتر خودم را سخت تر قضاوت کرده ام.
اون چیزهائیکه در انسون لطیف و مخفیس در اثر دوندگی زندگی و جارو جنجال و روشنایی خفه میشه و می میره٬ فقط توی تاریکی و سکوته که به انسون جلوه می کنه.
آدم باید کارش را تمام و کمال بکند تا مو لای درزش نرود وگرنه بقیه اش٬ اینکه کی چه میگوید٬ اهمیت ندارد.
هرکس مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت می کند. زبان آدمیزاد مثل خود او ناقص و ناتوان است.
خبر نداشتن از کار دیگران آدم را اوریجینال نمیکنه. باید خواند و شنید و اگر عرضه داشت زیرش زد.
گاهی خنده بیخ گلویم را می گیرد٬ آخرش کسی نفهمید ناخوشی من چیست٬ همه گول خوردند!!